بررسی علل ترس از نوشتن

خانه/مقالات/درباره نوشتن/بررسی علل ترس از نوشتن

بررسی علل ترس از نوشتن

بررسی علل ترس از نوشتن

در مقاله‌ی‌ پیش در خصوص «ترس از نوشتن» سخن گفتیم و قرار شد احساس خود را نسبت به نوشتن و احیاناً ترس از نوشتن، در سه مرحله‌ی: پیش از نوشتن؛ هنگام نوشتن، و پس از نوشتن بنویسیم. مهمترین مزیت اینکه احساس خود را نسبت به نوشتن بشناسیم، این است که کمک می‌کند تفاوت بین ترس از نوشتن، دوست نداشتن نوشتن، و داشتن احساس غیر مثبت نسبت به آن را از هم تشخیص دهیم.

برخی از علل مشترک ترس از نوشتن که معمولاً افراد تجربه می‌کنند، عبارتند از:
1 نمي‌دانم چه چيزي باید بنویسم.
2  نمی‌دانم از کجا باید شروع کنم.
3 نمی‌دانم چگونه باید بنویسم.
4 نوشتن برایم کاری اجباری است و علاقه‌ای نسبت به آن در خودم احساس نمی‌کنم.
5 خیلی کم می‌نویسم و هر وقت که می‌خواهم بنویسم، از این کار می‌ترسم.
6  از نوشته‌ام مطمئن نیستم و نسبت به آن احساس خوبی ندارم.
7  از اینکه دیدگاه و احساس خود را بنویسم، می‌ترسم.

بسیاری از این علت ها، در واقع دلیل‌هایی است که ما برای ترس و کناره‌گیری خود از نوشتن بیان می‌کنیم، و احساس ترس از نوشتن خود را به وسیله­‌ی آنها توجیه می‌کنیم. گاهی نیز این موارد در ما احساس بدی نسبت به نوشتن ایجاد می‌کنند و در یک کلام سبب می‌شوند نوشتن را دوست نداشته باشیم و ما این احساس غیر مثبت را عامل ایجاد ترس خود از نوشتن می‌دانیم

اکنون بیایید این موارد را با هم بررسی کنیم:

نمی‌دانم

سه مورد اول به یک ندانستن برمی‌گردند. در حقیقت اگر این «ندانستن» به «دانستن» تبدیل شود، ترس ما نیز از بین می‌رود. این ندانستن احساس بدی در ما ایجاد می‌کند، و این احساس منفی سبب می‌شود ما از نوشتن بترسیم یا دوری کنیم. این ترس مانند زمانی است که می‌خواهیم غذای جدیدی درست کنیم. فقط کافی است بدانیم چه چیزی باید بنویسیم، از کجا باید شروع کنیم و چگونه بنویسیم. به عبارت دیگر، راه حل در همین سه جمله نهفته است. در یک کلام، باید بکوشیم نوشتن را مانند هر کار دیگری بیاموزیم. بخش زیادی از ترس ما، با آموختن مهارت نوشتن (یعنی همان چگونه نوشتن)، و فهمیدن اینکه چه چیزی باید بنویسیم و از کجا باید آغاز کنیم، برطرف می‌شود. رفع ترس سبب شکل‌گیری احساس مثبتی نسبت به نوشتن در ما می‌شود، و کمک می‌کند ما نوشتن را دوست داشته باشیم.

اجبار و بی علاقگی

اجبار و بی‌علاقگی در مورد چهارم عاملی است که نوشتن را برای ما کاری غیر دوست داشتنی می‌کند. انسان نسبت به کارهایی که مجبور است انجام دهد، به خصوص پیش از شروع آن کار احساس خوبی ندارد. دانش آموزی را تصور کنید که باید برای فردا انشاء بنویسد. او خوب نمی‌تواند بنویسد. و نوشتن انشاء مانند تمام تکالیف مدرسه برای دانش آموزان اجباری است. برای همین احساس خوبی نسبت به این کار ندارد.

کافی است این اجبار و بی‌علاقگی جای خود را به اختیار و علاقه بدهد که نیازمند تغییر نگاه است. برای این کار بهتر است فایده­‌ی این اجبار را پیدا کنیم. مثلاً از خود بپرسیم انشاء نوشتن چه فایده‌ای برای من دارد؟ شاید این کار برای دانش‌آموز آسان نباشد. اما یک مربی یا معلم باتجربه و دانا می‌تواند با استفاده از راه‌های خلاقانه و تشویق به صورت غیرمستقیم دانش‌آموز را به پاسخ این پرسش برساند و او را به نوشتن انشاء علاقه‌مند کند.

فاصله از نوشتن

مورد پنجم به فاصله ی ما از نوشتن مربوط می‌شود. فاصله و دوری از برخی کارها، بین ما و آن کار احساس بیگانگی و در نتیجه ترس و نگرانی ایجاد می‌کند. ما معمولاً نسبت به کارهایی که هر روز انجام می‌دهیم، کمتر چنین حسّی داریم. مثلاً اگر هر روز آشپزی کنیم، روزی هم کهمهمان داریم از غذا پختن نمی‌ترسیم. چاره‌­ی این مشکل، بسیار ساده است. باید تا جایی که می‌توانیم فاصله‌ی خود را با نوشتن کمتر، و ارتباط خود را با آن بیشتر کنیم. این نزدیکی و ارتباط ترس یا همان احساس بیگانگی را کاملاً ریشه‌کن می‌کند.

عدم اطمینان به نوشته

مورد ششم عدم اطمینان به نوشته است. مهم‌ترین نکته‌ای که باید در نظر داشته باشیم، این است که ما تقریباً در بیشتر کارها نسبت به حاصل کار اطمینان صد درصد نداریم. اما با وجود این، دست به کار می‌شویم. در مورد نوشتن نیز همین که در آغاز کار به میزان قابل قبولی از کیفیت دست یابیم، کافی است. مثلاً همین مقاله که اکنون می‌خوانید، هنوز جای بازنویسی و بهتر شدن دارد. اما نوشتن آن بالاخره باید جایی متوقف می‌شد. اما مسیر نوشتن ادامه دارد، و در مقالات و نوشته‌های بعدی جای رشد و گسترش ایده‌ها وجود دارد. اگر مهارت نوشتن را خوب بیاموزیم و زیاد تمرین کنیم، سرانجام زمانی فرا می‌رسد که نسبت به نوشته‌ی خود به قدر کافی مطمئن می‌شویم و آن را به پایان می‌رسانیم و نوشته‌ی دیگری را آغاز می‌کنیم.

ترس از بیان دیدگاه و احساس در نوشته

مورد هفتم ارتباط مستقیمی با نوشتن ندارد. در این مورد آنچه سبب ترس ما می‌شود، خودِ نوشتن نیست، بلکه بیان است. ریشه‌یابی ترس از بیان دیدگاه و احساس خود، به عوامل دیگری بر می‌گردد. اما فعلاً ذکر این نکته کافی است که اگر طرز صحیح و زیرکانه‌ی بیان دیدگاه و احساس خود را در گفتار و نوشتاربدانیم، مقدار زیادی از این ترس کاسته می‌شود.

جمع‌بندی: علت اصلی ترس و راه چاره‌ی آن

همه‌ی موارد بالا واقعاً وجود دارند و از مسئله‌ی مهمی خبر می‌دهند که باید برای آن راه حل مناسبی پیدا کرد. اما در یک جمع‌بندی کلی، علت اصلی ترس از نوشتن در دو مورد مهم خلاصه می‌شود:

اول. ما می‌ترسیم، چون  ارتباط بین ما و نوشتن ضعیف و کم است، یا به عبارت دیگر فاصله‌ی زیادی بین و ما نوشتن وجود دارد.

دوم. ما می‌ترسیم، چون مهارت نوشتن را درست نیاموخته‌ایم و تمرین نکرده‌ایم.

برای برطرف شدن این ترس، باید به نوشتن نزدیک‌تر شویم و این ارتباط را بیشتر و محکم‌تر کنیم. همچنین باید مهارت نوشتن را بیاموزیم و تمرین کنیم. با یادگیری مهارت نوشتن و تمرین مداوم آن، نوشتن به کاری دوست داشتنی تبدیل می‌‌شود. 

توسط | 2016-12-01T00:37:28+00:00 دسامبر 1st, 2016|درباره نوشتن, مقالات|بدون دیدگاه

درباره نویسنده:

درج دیدگاه