ترس از نوشتن

ترس از نوشتن

ترس از نوشتن

چه دانش‌­آموز یا دانشجوي دانشگاه باشيد، چه كسي كه سالها از تحصيلش مي‌­گذرد، حتماً ترس از نوشتن را در زندگي خود تجربه كرده‌­ايد. وقتي مجبوريد فُرمي پر كنيد، اين كار را انجام مي­‌دهيد. اما اگر پاي نوشتن درباره‌­ي يك موضوع، و توصیف و شرح آن به ميان بيايد چطور؟ چيزي شبيه درس انشاء در مدرسه! بارها مي­‌خواستيد درباره­‌ي چيزي بنويسيد و اين ترس از نوشتن مانع شما شده است. گاهي دست به نوشتن برده‌­ايد، اما اين ترس، سرعت و كيفيت نوشتن شما را تحت ­تأثير خود قرار داده است. برخي اوقات بالاخره موفق به نوشتن شده­‌ايد، اما نوشته­‌ي خود را پنهان كرده­‌ايد. به اين ترتيب همیشه تعداد زیادی نوشته‌ی نخوانده و منتشر نشده در حافظه‌­ي كامپيوتر يا در دفترها و كاغذها باقي مي‌­مانند.

مشکل چیست؟ این ترس از کجا ناشی می‌شود؟ آیا این ترس طبیعی است؟ آیا ترس از نوشتن برطرف شدنی است؟ چگونه باید بر این ترس غلبه کنیم؟ راه حل این مسئله چیست؟ در این مقاله می خواهیم به این موضوع بپردازیم. 

چرا از نوشتن مي ترسيم؟

نوشتن براي اغلب ما ترسناك است و شايد ندانيم چرا؟ اين ناآگاهي از علت ترس، در مورد بيشتر ترس‌­هاي ما از پديده‌­هاي مختلف وجود دارد. پس در قدم اول نباید تعجب کنیم که از نوشتن می‌ترسیم و علت آن را نمی‌دانیم. ما به‌طورناخودآگاه در وضعیت‌های گوناگونی دچار ترس می‌شویم و بارها ترس را در زندگی خود تجربه کرده‌ایم. ترس یک واکنش طبیعی است که با احساس آن ما از خطر یا مهلکه‌ای خود را حفظ می کنیم و دور نگه می‌داریم. ترس‌ در هر صورت یک علامت است و ما می‌توانیم از آن بهترین استفاده را کنیم. اما چون ترسیدن در اغلب موارد، به صورت یک واکنش لحظه‌ای ظاهر می‌شود، پس از اینکه ترس ما برطرف شد، دیگر به بررسی و ریشه‌یابی علل آن نمی‌پردازیم. به همین خاطر اغلب از علل ترس خود آگاه نیستیم و در مواردی این عدم آگاهی ما را دچار یک اشتباه بزرگ می‌کند: اینکه برخی احساس‌های غیرمثبت را با احساس ترس اشتباه می گیریم. 

اما بررسی و شناسایی درست احساس ترس و احساسات مشابه به ما در کنترل و غلبه بر آن کمک می‌کند. ترس اگر به عنوان یک علامت به خوبی تشخیص داده شود، می‌تواند ما را متوجه نقاطی کند که جای کار، بهبود و پیشرفت دارند. 

موانع ذهني نوشتن و فوبياي نوشتن

برخی از عوامل ایجاد ترس از نوشتن، در حقيقت موانع ذهني نوشتن به‌شمار می‌روند که به ذهنیت فرد و نگرش‌های او بر‌مي‌گردند. همچنین ترس از نوشتن به جز حالت تقريباً طبيعي، در برخی موارد به صورت يك اختلال يافت مي‌شود. به‌طوري‌كه گونه‌اي ترس با نام ترس از فوبيای نوشتن (fear of writing phobia) در روانشناسی تعريف شده است. بهتر است این موارد را از عوامل ترس از نوشتن جدا کنیم. در مقالات دیگری به بررسی این دو موضوع یعنی موانع ذهنی نوشتن، و فوبیای نوشتن خواهیم پرداخت.

آيا نوشتن حقيقتاً ترسناك است؟

در پاسخ بايد بگويم بله! با وجود برخی علل و عوامل، ترس از نوشتن كاملاً طبيعي است. نويسنده‌اي كه در گزارش احساس خود نسبت به نوشتن، آن را ترسناک توصیف می کند، در حقیقت به خاطر علل و عواملی در کار نوشتن دچار مشکل و ترس است و به این خاطر از نوشتن کناره‌گیری و اجتناب می‌کند. اما اینکه بتوان این ترس را مستقیماً به خودِ نوشتن نسبت داد، هنوز کمی جای تردید دارم! زیرا ما انسان‌ها می‌توانیم درنوشتن مانند هر کار دبگری، با یادگیری، تمرین و انجام دادن مکرر مهارت پیدا کنیم. البته بايد يادآوري كنم منظور از نويسنده در اينجا، كسي است كه قصد نوشتن دارد و شروع به نوشتن مي كند، نه یک نويسنده‌ي حرفه‌اي!

اكنون قصد داریم ترس از نوشتن را بررسي و ريشه‌يابي كنيم. همان­‌طورکه گفتیم برای ریشه‌­یابی درست ترس از نوشتن و علل آن، باید ابتدا احساس خود را نسبت به نوشتن بدانیم. برای این کار شاید بهترین راه این باشد که از خودِ نوشتن استفاده کنیم. 

قلم و کاغذ بردارید و یک صفحه در مورد احساس خود نسبت به نوشتن بنویسید. بنویسید چه احساسی به نوشتن دارید؟ پیش از نوشتن، وقتی می‌خواهید بنویسید، در حال نوشتن و پس از اینکه نوشته‌ی شما به پایان رسید، چه احساسی دارید؟ اگر از نوشتن می‌ترسید، ترس خود را نسبت به آن توصیف کنید. ترس شما چه شکلی است؟ چه رنگی دارد؟

 

 

 

اینکه احساس خود را قبل از نوشتن، در هنگام نوشتن، و پس از آن توصیف کنیم، بسیار اهمیت دارد. زیرا نوشتن جزء کارهایی است که قبل از پرداختن به آن ترس و اضطراب خاصّی به انسان ممکن است دست دهد. اما همین که دو سه خط نوشتیم و اصطلاحاً گرم شدیم، این احساس از بین می‌رود و جای خود را به احساس بهتری می‌دهد. اما وقتی مقداری نوشتیم، دوباره ممکن است آن احساس ناخوشایند اولیه بازگردد. اما این بار بیشتر از این جهت است که نمی‌دانیم دیگر چه چیزی باید بنویسیم! بنابراین این احساس ممکن است در طول نوشتن بارها و بارها برای ما تکرار شود.

توسط | 2017-01-08T23:15:43+00:00 نوامبر 30th, 2016|درباره نوشتن, مقالات|4s دیدگاه

درباره نویسنده:

4 دیدگاه

  1. شاگتي 11/04/2017 در 22:15 - پاسخ

    واي عالي بود! ترس شما چه رنگي است!!! :)))

    • پروین شیربیشه 11/04/2017 در 22:15 - پاسخ

      خوشحالم كه مقاله مورد توجه شما واقع شده و با آن ارتباط برقرار كرده ايد
      ترس من بسته به حالت ها و موقعيت های مختلف، رنگ های متفاوتی به خود می گيرد: گاهی بنفش، گاهی نيلی، گاهی زرشكی
      ولی بيشتر رنگ های سرد :)))
      ترس شما چه رنگی است؟؟؟

  2. مهرانگیز 11/05/2017 در 22:15 - پاسخ

    ممنون از شما برای بیان عالی و شیوامطالب . به نظر من مثل اکثر کارها که شروعشان سخت است وقدمهای اولیه را با احتیاط بیشتری برمی داریم ، نوشتن هم شروعش کمی سخت است ، و برای من هماهنگ شدن دستم برای نوشتن یا تایپ کردن با اندیشه هایم که خیلی تند و سریع از یک شاخه به شاخه ای دیگر می پرد ، سخت تر است .
    موفق باشید .

    • پروین شیربیشه 11/05/2017 در 22:15 - پاسخ

      سپاس از شما مخاطب گرامي و فرهيخته
      ترس و كُندي حركت در نقطه آغاز هر امري طبيعي است كه بايد از آن عبور كرد.
      نويسا باشيد

درج دیدگاه